خرید بک لینک
چند روزي حال خوبي نداشتم ، دچار حملات پانيك شدم اما گذشت و خدا رو شكر الان خوبم .روزهاي تعطيل ، شب ها و فصل سرد رو دوست ندارم و تحربيات بد گذشته اين رو برام به يادگار گذاشته .امروز جمعه نزديكاي ظهر تنها خونه مامانم رفتم بابا هم بود و برادرم و يكي از خواهرهام و شوهرش . كمي نشستم و چاي خوردم و خونه بر

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 21:45

ديشب رو با خوابهاي پراكنده سر كردم ، انتظار و دير گذشتن زمان تو خوابم واقعي بود ، خواب دوستي رو ديدم كه زماني عاشقش بودم و ديگه نخواست با من صخبت كنه و من پس از دوره سوگواري براي عشق به رندگي برگشتم و ادامه دادم ، اين بار تو خوابم گويا به من توجه داشت و البته افراد ديگه اي هم تو روياها ي ديشب من بود

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 21:45

ديشب بشدت بد خوابيدم هر دفعه بيدار شدم سرم درد مي كرد ، از جايي كه تو نشيمن و تلويزيون بغل ميخوابم ، صبح تاريك با اصوات بچه ها بيدار شدم دختري كله سحر گشنه ش شده بود و تخم مرغ سرخ ميكرد با پسري بخورن منم بالش و پتوم رو برداشتم رفتم تو اتاق دختر درازكش شدم .ساعت حدوداي نه صبح پا شدم و چاي زنجبيل و نب

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 21:45

از جايي كه ادم سحر خيزي نيستم با اينكه دقيق خاطرم نيست اما چيزي كه قطعيه اينه كه دير بيدار شدم .صبح غذاي گربه ها وو دادم يك غذايي هست كه خانم دكتر بهم داده و تاييدش كرده با طعم انار هست يا خواص انار رو داره ازون بهشون دادم البته گربه هاي من خوش خوراكن ماشاالله و همه نوع غذا اعم از تجاري و خونگي مي خ

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 21:45

تو فکرم کانال تلگرام بزنم بعدن ادرسشو میزارم .

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 21:45

صفحه بندی